در زمان هاي قديم چيني ها عقيده داشتند كه در نواحي دور دست اسب هايي زندگي ميكردند كه به جاي عرق از بدنشان خون جاري ميشد و كسي نميتوانست آن ها را رام كند اين اسب ها به اسب هاي آسماني مشهور بودند. آثاري از اسب هاي تركمن تا چهارصد سال قبل از ميلاد مسيح در گورستان هاي اقوام سكايي در پازيريك در كوه هاي آلتايي به دست آمده كه نشان ميدهد قبل از ميلاد نيز اسب هاي تركمن را مانند زمان كنوني با نمد ميپيچيدند. اسب هاي لاغر اندام و بلند بالاي تركمن در اين گورستان ها همراه با اربابان و خادمين خود دفن شده و اسب هاي ضعيف را نيز كشته و با اين اسب هاي اصيل به خاك ميسپردند و بر آن عقيده بودند كه خادمين نيز سوار بر اسب هاي پست تر شده همراه سروران خود به اتفاق اسب هاي اصيل به آسمان ها خواهند رفت. امپراطوران سلسله هان در چين عاشق اين اسب هاي لاغر اندام و كشيده تركمن بوده و آن را اسب هاي آسماني ميناميدند و به همين دليل لشكريان خود را براي گرفتن اين اسب ها نزد خوانين تركمن ميفرستادند كه با خواهش يا به عنوان امانت گرفته و يا خريده و اگر ميسر نبود به سرقت ميبردند. بدين منوال تا بالاخره قراردادي بين طرفين بسته شد كه هر سال تعداد سي رأس از اين اسب ها به امپراطور چين داده شود.
در سپاه داريوش هخامنشي سي هزار رأس اسب تركمن موجود بوده است. اسب تركمن در دو مقطع از تاريخ شديدا از دست حكام ضربه خورده است يكي در دوره نادرشاه افشار كه ماديان هاي تركمن با سيلمي هاي عرب تركيب و نژاد جديدي به نام چناران به وجود ميآيد در اين مورد در كتاب تبارنامه اسب تركمن آمده است يكي ديگر از تيره هاي اسب تركمن، چناران است كه اين اسب به وسيله نادرشاه افشار براي لشكر كشي و سواره نظام ايران به منظور تصرف هندوستان به وجود آورده شده است. براي رسيدن به هندوستان راه هاي طولاني و طاقت فرسا در پيش لشكريان ايران بوده و براي طي اين مسير احتياج به يك مركبي بود كه قادر باشد اين مشكل را حل كند به اين منظور طبق دستور نادر شاه سيلمي هاي عرب با ماديان هاي تركمن تركيب و نژاد جديدي به نام چناران به وجود آمد باز طبق نوشته كتاب تبارنامه اسب (مدارك قابل ملاحظه اي در دست است كه نشان ميدهد يكي از اجداد اوليه در توليد اسب انگليسي (تروبرد) اسب بلند، كشيده و سريع تركمن ميباشد كه در تمام مدت دو هزار سال تاريخ خود اين اسب از لحاظ چابكي، استقامت و پرش مورد تحسين عموم بوده است) نويسنده اثر تبارنامه اسب در مورد سابقه نژاد يموت مينويسد (متجاوز از چندين قرن است كه اسب هاي منطقه فارس و خوزستان براي سيلمي (تخم كشي) به دشت گرگان برده شده و با ماديان هاي تركمن مخلوط گرديده اند كه نتيجه آن تيره يموت است كه با ديگر تيره هاي تركمن از جمله آخال تكه در بعضي مشخصات اختلاف دارد. تيره يموت اصولا از لحاظ هيكل كوچكتر وليكن با اسخوان بندي قوي تر و سم هاي محكم تر و به طور كلي اندامش سبكتر ولي استقامت اين تيره بسيار عالي بوده و يال و دم آن نيز پر پشت تر ميباشد. يموت اسب سريعي نيست و ليكن بسيار پر نفس است. در سال هاي اخير به علت ورود اسب هاي خالص پاكستاني كه مناسب براي مسابقات در دوره هاي كوتاه هستند، ميدان رقابت براي اسب هاي تركمن كه داراي قدرت و نفس هستند تنگ شده و در نتيجه تعدادي از اسبداران تركمن بدون هيچ گونه مطالعه علمي و هدف صحيح شروع به خريد آن براي تخم كشي با ماديان هاي تركمني نمودند و اسب دو خوني به وجود آمد. اين نوع كشش ها اصالت چند صد ساله اسب تركمن را نيز از بين برده است. تركمن ها اسب را تا زماني كه عرقش جاري شود راه ميبرند و معتقدند كه اين كار سبب از بين رفتن چربي اضافي بدن اسب ميشود و مدت زيادي اسب را بدون آب و غذا ميگذارند و سپس اسب را سوار شده به گردش ميبرند و چهار نعل ميتازند از نظر تركمن ها اين كار سبب زياد شدن مقاومت اسب ميشود و بدين گونه است كه اسب تركمن اسب هاي عرب و اروپايي را پشت سر ميگذارد. اسب تركمن قادر است صد و پنجاه كيلومتر راه را چهار نعل بتازد و تمام اوقات شبانه روز را بدون توقف راه برود بدين جهت دنيا اسب تركمن را اسبي ميشناسد كه از لحاظ مقاومت و طاقت و توان همانندي ندارد. وامبري نويسنده كتاب سياحت درويش دروغين نوشته است (تركمن اسبش را به همسر و بچه هايش و حتي به خودش هم ترجيح ميدهد. هنگامي كه تركمن در گرما و سرما اسبش را ميپوشاند بسيار ديدني است) مورخان و سياحان علت اصلي پيروزي تركمن ها در جنگ ها و برق آسايي آنان را وجود اسب هاي شايسته آنان ميدانند. رقيبان در جنگ ها سوار كاران تركمن را كساني ميدانستند كه هر يك از آنان به تنهايي قادر به گرفتن چندين نفر بدون درگيري بودند اسب هاي تركمن سم زياد محكمي ندارند بنا بر اين در كوهستان نميتوانند هنري از خود به نمايش بگذارند. گذشته از آن فيزيك بدني آن ها نيز متناسب با دشت و بيابان است. از اسب هاي حماسي تركمن ميتوان به قيراط اسب گوراوغلي را نام برد. حماسه گوراوغلي در بين تركمن ها معروف است. كساني كه از دست خوانين و زورگويان به تنگ ميآيند آرزوهاي خود را تحقق يافته ميدانند در نزد گوراوغلي.
سراسر تاريخ تركمن ها با اسب عجين شده است و هرجا سخن از تركمنها به ميان آيد خواه و ناخواه اسب هم به همراه آن مي آيد. اين دو چيز را ميرساند يكي اينكه اسب تركمن از ارزش بسيار بالايي برخوردار است و دوم اينكه تركمن ها به اسب هاي خود بسيار بها مي داده اند در اين مورد داستان هايي وجود دارد كه حاكي از علاقه بسيار زياد تراكمه نسبت به اسبشان است به قول وامبري (تركمن در تجيزات و زينت اسبش چه تجملاتي به كار ميبرد در صورتي كه خودش كهنه پاره به جاي لباس بر تن ميكند و از اين تضاد هم به هيچ وجه احساس ناراحتي نميكند) بله اسب چنان در زندگي تركمنها نفوذ كرده بود كه بدون آن زندگي فرد يا خانواده تركمن فلج ميشد مهمترين ويژگي اسب تركمن داشتن استقامت فوق العاده بود و هست به طوري كه اين ها به اسب هاي استقامتي معروف شده اند اين اسب ها با شرايط سخت بياباني كاملا سازگار شده اند. در شرايط بياباني آب و علوفه كمي يافت ميشود اما اسب تركمن قادر است با اين ميزان كم آب و علوفه و حمل سوار، مسافتهاي طولاني را بدود آرمينيوس وامبري سياح مجارستاني در اين باره ميگويد (من خود شاهد بودم كه سور ر تركمن يك برده را بر تك خود سوار كرده و قريب به سي ساعت متوالي با اسبش به صورت چهار نعل دويده بود. اسب هاي ديگر تاب و توان اسب تركمن را ندارند و هرگز قادر به تحمل چنين شرايطي نبودند و به همين دليل اسب مطولب پادشاهان در جنگ ها بوده است. ويژگي ديگر سرعت بالاي آن است به طوري كه در سال ۱۹۳۵ اسب تركمن (آخال تكه) سفر مشهوري را بين عشق آباد و مسكو انجام داده اند فاصله اين دو شهر ۱۸۰۰ مايل است (حدود ۲۹۰۰ كيلومتر) كه سيصد مايل آن كاملا بياباني ميباشد. اسب ها اين مسافت را با حمل مسافر و مصرف ناچيز آب و غذا درعرض ۳ روز طي كردند كه بسيار شگفت انگيز بود. ويژگي ديگر اسب تركمن در زيبايي آن است اين اسب ها فاقد چربي اضافي بوده از تناسب بدني خوبي برخوردارند هم چنين چشمهاي درشت و براقي دارند كه در چشم هر بيننده اي جلب نظر مي كنند.
